|
حالا كه رفتهاي
آجر چيدهام دور آينههايت حالا كه رفتهاي وقتی که رفتی
یادگاری لحظه های دل تنگی را برایم گذاشتی بزرگ شو دختر!
جاي لباس عوض كردن، فكرت رو عوض كن در سرزميني كه كتابهاي درسياش پر از فراق ليلي و مجنون است چه انتظاری است، اندیشهي وصال... دیگر برایت نمینویسم
از تو که نه، از عشق کاغذی خسته ام مرضيه ابراهيمي |
|