تبليغاتX
مداد سفيد - اشک ابر

ابر دلم غمگین بود

روزها بود منتظر نشسته بود...

ابر دوستش نیامده بود

وقتی آمد، چشمکی زد و رفت

بیچاره غصه هایش زیاد شده بود

بغضش ترکید و رگبار زد

مرضیه ابراهیمی

1/2/1387

+ تاريخ سه شنبه 1387/02/03ساعت 8:21 AM نويسنده مرضیه ابراهیمی |